شاهــــــــــین جونشاهــــــــــین جون، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره
شرویـــــــــن جونشرویـــــــــن جون، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

شاهیــــــــن ، شرویـــــــــن شاهزاده های خونه ما

اسفندنامه و 4سال و1ماه

اسفندنامـــــــه : اسفند عین پنجشنبه هاست... که همیشه صدبار قشنگتر از جمعه هاست... اصلا از همون شروعش قشنگه ... حس بوی بهاراز پشت پنجره ... وآفتاب گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه ... شورِ قشنگ چهارشنبه سوری ... اسفند یعنی یک سال دیگه... یعنی یه شانس دیگه .      خوش اومدی بهترین ماه سال...    # بهار # حس خوب # هوای تازه # عاشقانه جدید # پایان تولدهای بهمنی و عکس بچه ها رو پروفایل گروه دورهمی افرود سوارن به محض ورودمون چندتا عکاس ،دوربین به دست سمت شاهین اومدن تا ازش ...
20 اسفند 1395

تولد چهار سالگی پرنــــس من

12 بهمن 1395 : یه تولد خودمونی با تم سفید طلایی ( پادشاه) ایده امسالم بود. همه کارهای تولدو باعشق ، انجام دادم از درست کردن گلها گرفته تا دیزایین کلی تولد چون امسال تصمیم داشتم به گفته خود شاهین تولد اصلیشو تو مهد کنار دوستاش برگزار کنم دیگه شمال نرفتیم  ، و این شد که شمالیها اومدن مـــــانی و بابا جون و دایی شایان قربون اون قیافت بشم کاپ کیکهای طراحی شده خودم 13 بهمن: تولد شاهین و حلما جون دوست شاهین بود و با مامان حلما تصمیم گرفتیم یه تولد...
15 بهمن 1395

تولد بابایــــــی

95/10/16 از چند روز قبل به شاهین گفته بودم 5شنبه  قراره بابایی رو سوپرایز کنیم بریم واسش بادکنک و شمع و کیک بخریم ، شاهینم چنان ذوقی میکرد و هیجان سرتاپاشو فرا میگرفت که خیلی دیدنی میشد... هرنیم ساعت یواشکی ازم میپرسید پس کی بریم بابایی رو سوپرایز کنیم؟ خلاصه اینقدر جلوی بابایی  پچ پچ کرد که همسرجان متوجه شدن اما چیزی نگفتن که مثلا متوجه نشدم  خلاصــــــــه روز تولد رفتیم کیک خریدیم و برگشتیم خونه، شاهینم بدو بدو رفت سرگوشی شماره بانک بابایی رو گرفت : شاهین : الو بابایی سلام اگه گفتی واست سوپرایز داریم؟؟؟   حدس بزن چی؟؟؟   بابایی: نمیدونم چی؟ شاهین ...
22 دی 1395

47 ماهگی و نزدیک شدن به تولد

95/10/12 : عزیز دلم دیگه چیزی به تولد 4 سالگیت نمونده ... خوشحالم این روزها رو با خوبی و خوشی داری سپری میکنی وجودت مایه ارامش ماست پسرم جنگل النگ دره پاییز 95 مگامال ( زمین ماسه ای ، شن بازی) یلدای 95 خونه مانیپ البته یلدای امسال با دو روز تاخیر بخاطر عروسی مهلا جون که مصادف با این شب بود برگزار شد شاهینم از چند روز قبل ذوق یلدا رو داشت و مدام تکرار میکرد پس کی شب یلدا میشه؟؟؟ هم...
12 دی 1395

46 ماهگی

12 آذر: شاهینم سه سال و 10 ماهشه... مهدشو با اشتیاق میره ، روابطش با بچه های همسن خودش بهترازقبل شده ، خیلی از مسائلو بنسبت سنش بیشتر میفهمه ، غذا خوردنش خیلی بهت ازقبل شده ، خودش دسشویی میره اما واسه شستن منو صدا میزنه ، علاقه زیادش به برق و لامپ و مهتابی پابرجاست ، و و و همچنان غرغرویکدنده و لجباز... برف پاییزی در اذرماه دربند (پاییز95): تولد خاله جون وشاهین همیشه در صحنه ...
20 آذر 1395