سه سال و یک ماه
مرداد 1400 : رستوران آلتون










این پست رو باید به اسم کرونای منحوس سیو کنم. اوایل مردادبود که خونوادگی درگیر این ویروس شدیم.اخر هفته رفتیم سعداباد که شب بابا علائم سرماخوردگی بروز داد.صبح که شد دیدم انگار رو یه بهبود نیست و داره سرفه میزنه. سریع بچه هارو بردم تو حیاط به امین زنگ زدم که زودتر بیا بریم خونه اینجا خطرناکه. شب که شد بچه ها یکی یکی بدنشون داغ شد و افتادن. تا فردا صبح منم بیحال شدم و افتادم.حالا یکی یکی پاشویه شون میکردم و شربت سرماخوردگی و تب بر میدادم. جفتشون تب و لرز داشتن.یک روز بیشتر طول نکشید که خوب شدنفقط شاهین بیحال بود شروین کامل خوب شده بود.روز بعد امینم افتادو همون روز اول تست پی سی آر داد که متاسفانه مثبت بود و این شد که خونوادگی درگیر کرونا شدیم. از اونور مامان و بابا هم روز ب روز حالشون بدتر میشد. از هفته دوم حال عمومی من و امینم هی بدتر میشد. کرونای دلتا تازه از هفته دوم به اوج خودش میرسه . هر روز ضعف و بیحالی و سردرد و سرگیجه . همش باید سرم میزدیم. سرم پیدا نمیکردیم. متخصص داروی فاویپیراویر تجویز کرده بود اما دارو نبود. تمام داروخانه ها رو گشتیم و رفتیم و سفارش کردیم اما کمبود دارو و ویتامین و سرم همه جایی بود. به هر طریقی شد با هزار پارتی و اشنا از بازار ازاد چند برابر قیمت اصلی گیر اوردیم. داروها رو استفاده کردیم اما بهبودی حاصل نمیشد. سی تی اسکن دادیم ریه هامون زیر 10درصد درگیری داشت. اما بابا بالای 40درصد درگیری داشت که باید رمدیسیویر دریافت میکرد روزی یه نوبت بیمارستان میرفت.و تو این محیط های الوده شایان هم درگیر این ویروس شد. اینجا فقط سمیرا دست تنها هم باید ما رو ساپورت میکرد هم مامان اینا رو .برامون غذا میاورد. داروهامونو میگرفت. واسه بچه ها غذای جدا درست میکرد. براشون پیتزا میخرید.اسباب بازی میخرید.تو اون شرایطی که بچه ها واقعا به یه سرگرمی نیاز داشتن .چون تو خونه واقعا خسته شده بودن و ماهم کلا افتاده بودیم. واقعا دستش درد نکنه. مژگان هم زحمت کشید یکی دوباری غذا و میوه فرستاد و برای بچه ها کیک درست کرد. دست مژگان جونم درد نکنه. از روز پانزدهم کم کم بهتر شدیم. اما هنوز ضعف داشتیم. روند بهبود کرونای دلتا دوهفته بود. و دوران قرنطینه ش 3هفته .هرجور بود این دوران مزخرف رو با بدبختی گذروندیم و خداروشکر مامان و بابا و شایانم حالشون خوب شد. خدایـــــــــا هـــــزار بــــــــار شکـــــــــرت بابت سلامتی که به من و خانوادم دادی❤️





بعداز دوهفته که یکم حالمون بهتر شد رفتیم طبیعت اب و هوا عوض کنیم



مشغول بازی ماینکرافت😂




سه سال و یک ماه
